تبليغاتX
kurdkalhor
درباره ما
من یکی از کردهای کلهر شهرستان سرپل ذهاب هستم .
لينکستان
لوگوي دوستان

لينکدوني
امکانات

اين سایت را صفحه خانگي خود كنید ! تماس با مدیر سایت ! اضافه کردن این سایت به علاقه مندیها ! لینک RSS

علل توقیف فصلنامه‌ی «مدرسه» در گفت‌وگو با رضا خجسته رحیم
اندیشه

مصاحبه‌ از: کیواندخت قهاری                                                          

منبع:http://www.dw-world.de
مدتی قبل فصلنامه «مدرسه»، از جمله معدود نشریه‌های نظری و روشنفکری ایران توقیف شد. صاحب امتیاز این نشریه حسین خسروشاهی و سردبیر آن جلال توکلیان بود. این فصلنامه که توانسته بود پلی میان پژوهشگران برجسته ایرانی در ایران و غرب برقرار کند، به اتهام ترویج الحاد لغو امتیاز شد. دویچه‌وله مصاحبه‌ای رضا خجسته رحیمی، دبیر هیئت تحریریه «مدرسه» ترتیب داده‌ بود که‌ توجه‌ شما را به‌ آن جلب می‌نمائیم.


دویچه‌وله: آقای خجسته رحیمی، ما آگاهی پیدا کردیم که فصلنامه‌ی «مدرسه» را لغو امتیاز و توقیف کردند. شما دبیر تحریریه‌ این نشریه هستید. می‌توانید نخست به اختصار توضیحی درباره‌ی فرم و محتوای این نشریه برای ما بدهید؟
خجسته رحیمی: مجله «مدرسه» از دو سال پیش کار خودش را شروع کرد. شش شماره‌ی آن منتشر شده است. این نشریه با حمایت معنوی و مادی جناب آقای دکتر سروش در «موسسه معرفت و پژوهش» در ایران منتشر می‌شد. این مجله سبک و سیاق تئوریک و روشنفکری داشت. مخاطبان آن نخبگان و روشنفکران ایرانی بودند و بواسطه‌ی ارتباطاتی با نخبگان و روشنفکران ایرانی پیدا کرده بود دراین مدت توانسته بود به یک تیراژ مناسبی هم دست پیدا بکند، و در نبود نشریات روشنفکری جای خودش را به‌صورت بسیار مناسبی باز کرده بود که متاسفانه توقیف این مجله که دو روز پیش خبرش به ما رسید، سدی شد در برابر ادامه‌ی این حرکت و فعالیت فرهنگ


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در تاريخ چهارشنبه نوزدهم دی 1386 در ساعت 10:57

لینک ثابت |

نامه سرگشاده رضاجمشیدی به سید نصرالدین حیدری رهبر آیین اهل حق
با سلام حضور دوستان
نامه ی آقای جمشیدی به جناب سید نصرالدین آقای جماعت اهل حق را خواندم
البته نظرات دوستان را نیز که در شمارشی کم سابقه 149  نظر چه آنهایی که قدردانی کرده بودند و چه آنهایی که تهدید به مرگ کرده بودند .چه دوستانی که فریاد وا مصیبتا سر داده بودند و چه آنهایی که افکار روشنفکری رو به خاطر الوده کردن فضای جامعه سنتی میکروب می دانند . و چه کسانی که از آب الوده ماهی می گرفتند
عبدالله په شیو (شاعری در کردستان عراق ) می گوید
له دایک بوونی مندالم دیوه
بویه ده زانم قیره و لنگ کوتان یه که م نیشانه ی له دایک بوونه
معنی فارسی ) مادران را هنگام زائیدن بچه ها را دیده ام به همین خاطر وقتی مادری پاهایش را به زمین می کوبد و از شدت درد فریاد می زند خوب می دانم که هنگام تولدی دیگر است
 
ماندن بر بستر پیکره های مرده ای که از گذشتگان به جا مانده است و زحمت شکار و سفری تازه را به خود ندادن کار مرده خوار هاست
من با نیت آقای جمشیدی کاری ندارم اما کاری که ایشان کرده اند نشان دادن تصویری است از جامعه توی شهروند سرپل ذهابی . نه تنها جامعه اهل حق بلکه از تک تک افراد جامعه ی ما که هنوز به ارزشمند بودن فرد باورمند نشده اند هنوز که قرن بیست و یک است  از سیستم قبیله ای و عشیره ای بیرون نیامده ایم که سیستم زندگی انسانهای نخستین بود که بحق سیستمی بسیار سنجیده برای آن زمان بوده است .آن زمان . این نظری بود که من در بخش نظرات سایت اقای جمشیدی برای دوستان نوشته بودم و حالا می خواهم با اجازه ایشان در معرفی این نامه به دیگر دوستان از طریق این سایت اقدام کنم باشد که اندکی از قدردانی ما شهروندان سرپل ذهابی را به این جوان دغدغه مند را نشان دهد . 

 

هر كس بوي عشق ميو وه يانه ش

گيانم وه قوروان خشت كاشانه ش

محضر مبارك جناب آقاي سيد نصرالدين حيدري-رهبر محترم و بزرگوار آئين يارسان

يا علي مدد

شايد اگر به دنياي امروز با تمام  پيچيدگي ها وساختارهاي متفاوتش بنگريم نيازهاي جديد بشر امروز نيز عينيت يافته كه نشانگرتفاوت بشر امروز با آنچه در گذشته بوده مي باشد و به نوعي حادثه»بشر مدرن»ويا در حال توسعه را تداعي مي كند،دنياي امروز را اگر چه نمي توان شباهتهاي بسياري براي آن قائل شد اما همين تفاوتهاي فراوان و وافرش برخاسته از انديشه ها،سليقه ها،افكار و برنامه هاي گوناگون همين بشر است كه ملت به ملت،فرهنگ به فرهنگ،قوم به قوم،گروه به گروه و در نهايت فرد به فرد تفاوت مي كنند و

متن کامل نامه را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در تاريخ یکشنبه شانزدهم دی 1386 در ساعت 12:43

لینک ثابت |

اصل 15 قانون اساسی و زبانهای محلی و قومی در ایران

ایران ، مانند بسیاری از کشورهای جهان ، در طول تاریخ چند هزار ساله خود همیشه ترکیبی بوده است از اقوامی که هر کدام به زبانی تکلم می کرده اند و ازجمع  مردمانی به ظاهر گوناگون تشکیل شده که تن پوش هائی  خاص خود بر تن کرده اند  و  حامل فرهنگ های ویژه ای بوده اند که منعکس کننده بسیاری از خصوصیات  زیبای  زیست محیطی و معیشتی آنهاست .

اصل پانزدهم از فصل دوم قانون اساسی می گوید :

زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است . اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد  ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس ، در کنار زبان فارسی آزاد است . 

 این اصل گویا و بیانگر چند نکته مهم است :

1 -  قانونگزاران مردمی و خوش فکر  به این حقیقت توجه کرده اند که فرهنگ و زبان بخش عظیمی از جمعیت این کشور  با  زبان رسمی آن ، یعنی فارسی ،  بخشاً و یا کلاً متفاوت است .
2 – این گونه گونگی را به عنوان یک اصل پذیرفته و برای  آن مشروعیت قانونی قائل شده اند .
3 – برای لازم الاجرا بودن بخش اول دستور اکید داده و با آوردن کلمه " باید " رعایت آن را الزامی کرده اند  .

ولی برای بخش دوم که به زبانهای محلی و قومی برمی گردد،  گفته اند : " استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی  و تدریس ادبیات  آنها در مدارس ... آزاد است ".
آیا این بدان معناست که:
1 -  مردم محل می توانند راسا اقدام به تاسیس کلاس در مدارس و مراکز علمی نموده و به تدریس ادبیات  این زبانها بپردازند ؟
2 – دولت و نهاد های اداری نباید همچنانکه برای تدریس زبانهای فارسی و عربی و انگلیسی بودجه ، امکانات  و کادر آموزشی تامین می کنند ، شرایط تحقق این بخش از قانون اساسی رانیز فراهم نموده و برای اجرای آن بودجه و امکانات اداری و دولتی فراهم نمایند ؟
3 – اساسا چه وزارت خانه ای متولی اجرای این بخش از قانون اساسی است ؟ اگر وزارت آموزش و پرورش مسئول اجرائی کردن این ماده است ، آیا به وظایف خود در این مورد عمل نموده است ؟

نوشته شده توسط در تاريخ یکشنبه شانزدهم دی 1386 در ساعت 11:6

لینک ثابت |

آموزش و پرورش در جوامع چند قومیتی و چند فرهنگی

ترجمه:محمد صنوبری
دانشجوی دکترای مدیریت آموزشی                            

 آموزش و پرورش یک حق جهانی است اما در پاسخ با این سوال که اگر در یک کشور هویت‌های مختلف و گوناگون وجود داشته باشند،این آموزش باید چگونه ارائه شود؟ پاسخ روشنی در دست نیست.
انسان‌ها بر مبنای تفاوت‌شان-پیشرفت و ترقی می‌کنند. با این وجود تفوت‌ها تنها منبع پیشرفت به حساب نمی‌آیند بلکه همچنین منبع تبعیض می‌باشند.
جوامع مدرن جوامعی هستند که چندین هویت گوناگون در داخل آن‌ها زندگی می‌کنند. مبنای این هویت‌ها ممکن است نژاد یا مذهب، قویت یا ملیت، زبان یا جغرافیا باشد. این هویت‌های گوناگون ممکن است از مردم بومی قدیمی که حال و گذشته خود را با تعریف کرده‌اند و زبان‌های متفاوت از زبان ملی را احیا کرده‌اند به وجود آمده باشد، مانند مردم سامی نروژ یا باسک‌ها در فرانسه. یا ممکن است این هویت‌ها از ورود گروه‌های جدیدی که در داخل مرزهای قدیمی کشور، اقلیت‌های جدید را به وجود آورده‌اند به وجود آمده باشند. تازه واردانی که نه تنها نیروی کار و مهارت‌هایشان را بلکه همچنین تصورات ذهنی و ادراک از خویشتن را که ممکن است متفاوت از تصورات ذهنی و ادراک از خویشتن کشوری باشد که انتخاب کرده‌اند را با خود می‌آورند، به همین دلیل آن‌ها به جای این‌که در دیگ بزرگ ذوب فرهنگ ملی جذب شوند خواستار این هستند تا به عنوان گروهی متفاوت پذیرفته شوند.
جهانی شدن و مهاجرت هم‌زمان می‌تواند افراد را از سلطه جغرافیا خارج کرده و به انحای مختلف موجب غنای بیشتر جوامع گردد. در واقع فرهنگ‌ها غیر منعطف نیستند بلکه ظروفی هستند که از مجاری مختلف تغذیه می‌شوند و از منابع مختلف تاثیر می‌پذیرند.
از جمله مکان‌هایی که در آن انواع تنوع فرهنگی و هویت برای اولین با با همدیگر برخورد می‌کنند مدارس هستند آموزش و پرورش یک حق جهانی است اما در پاسخ با این سوال که اگر در یک کشور هویت‌های مختلف و گوناگون وجود داشته باشند، این آموزش باید چگونه ارائه شود؟ پاسخ روشنی در دست نیست.
این مسئله که در صورت دخالت دولت‌ها در برنامه‌های وسیع سیاسی به منظور تشکیل یک جامعه متجانس با شهروندانی که از گذشته‌های مشترک و زبانی مشترک برخوردارند. آموزش و پرورش به یک  مسئولیت و وظیفه‌ی دولتی تبدیل خواهد شد یک واقعیت تاریخی است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در تاريخ یکشنبه شانزدهم دی 1386 در ساعت 10:42

لینک ثابت |