تبليغاتX
kurdkalhor - نامه سرگشاده رضاجمشیدی به سید نصرالدین حیدری رهبر آیین اهل حق
درباره ما
من یکی از کردهای کلهر شهرستان سرپل ذهاب هستم .
لينکستان
لوگوي دوستان

لينکدوني
امکانات

اين سایت را صفحه خانگي خود كنید ! تماس با مدیر سایت ! اضافه کردن این سایت به علاقه مندیها ! لینک RSS

نامه سرگشاده رضاجمشیدی به سید نصرالدین حیدری رهبر آیین اهل حق

هر كس بوي عشق ميو وه يانه ش

گيانم وه قوروان خشت كاشانه ش

محضر مبارك جناب آقاي سيد نصرالدين حيدري-رهبر محترم و بزرگوار آئين يارسان

يا علي مدد

شايد اگر به دنياي امروز با تمام  پيچيدگي ها وساختارهاي متفاوتش بنگريم نيازهاي جديد بشر امروز نيز عينيت يافته كه نشانگرتفاوت بشر امروز با آنچه در گذشته بوده مي باشد و به نوعي حادثه»بشر مدرن»ويا در حال توسعه را تداعي مي كند،دنياي امروز را اگر چه نمي توان شباهتهاي بسياري براي آن قائل شد اما همين تفاوتهاي فراوان و وافرش برخاسته از انديشه ها،سليقه ها،افكار و برنامه هاي گوناگون همين بشر است كه ملت به ملت،فرهنگ به فرهنگ،قوم به قوم،گروه به گروه و در نهايت فرد به فرد تفاوت مي كنند و همين تفاوتها انسان را درمسير رسيدن به يك هدف مشترك مجبور به دقت،مطالعه و مسئوليت پذيري مي نمايد كه حق انتخاب شايد به مثابه احترام به همين راه و مسير جهت دستيابي به آرماني مشترك باشد كه البته در بعضي ا كشورهاي توسعه نيافته و يا كشورهايي كه نمي خواهند توسعه را به قيمت از دست دادن نظر قطعي خود معنا كنند اين حق انتخاب بسيار مظلوم واقع شده است

سرور ارجمند جناب آقاي حيدري

آنچه كه مرا وادار به نوشتن اين نامه به حضرتعالي نمود شايد دغدغه هايي است كه سالهاي سال است انسانهاي منصف و دادخواه را كه به ديگر انسانها نه ازسر داشتن دين و مذهب و نژادي خاص بلكه از نگاه انسانيت  و ايمان و انسان بودنشان نگريسته اند آزار داده است كه از ديد آنها برتري كسي بر ديگري در حديث شريف پيامبر وحي و صلح نهفته است كه فرمود:»در نزد خدا هيچ انساني بر انسان ديگر برتري ندارد مگر به ايمان و تقوايش«و نگفت داشتن ايمان و تقوي در كدام آيين و مذهب تا زمينه استبداد ديني و مذهبي فراهم نشود هر چند كه بودند و هستند كساني كه ديگران را به جرم داشتن مذهبي،آيين و ديني و حتي فكري ديگر بر چوب خودرأيي و استبداد خود رانده اند و حتي حضور چنين كساني را در جايگاهي عادي و معمولي بر نتافته اند كه شايد بعضي از رفتارهايي كه عده اي با جوانان هم آييني حضرتعالي اعمال كردند مؤيد اين تنگ نظري ها باشد

مطمئنم كه حضرتعالي نيز در آيين و مسلك خويش،پيروان ديگر اديان را مجرم نمي دانيد والبته پيروان اصيل تشيع و تسنن نيز همين گونه اند و باز مطمئنم كه شما هم رفتار افراطيون مذهب خود را به تأييد نمي رسانيد همانگونه كه ما نيز براي پيروي از نظريات افراطي در دين و مذهبمان عزمي را جزم نكرده ايم كه همه ما مطئنيم كه آنچه امروز بر سر دين و آيين آسمانيمان آمده از چنين رفتارهايي است كه ذكر آنها از حوصله اين بحث خارج است و باز مي دانيم كه استفاده از دين و مذهب در جهات سياسي و مصالح و منافع بعضي از افراد و جناحها همواره يكي از آفتهايي بوده كه خواسته يا ناخواسته زمينه عدم توسعه و عقب ماندگي ملتهايي كه آفت زده‌ي آن هستند را فراهم آورده است و بايد بكوشيم كه ملتمان را و تك تك افراد جامعه را از افتادن به اين وادي بر حذر داريم كه اين ممكن نخواهد شد مگر با هدايت و تنوير افكار آنها كه مطمئناً نقش عالمان و بزرگواراني همانند حضرتعالي در اين راه مي تواند بسيار مؤثر و كارآمد باشد

عزيز گرامي جناب آقاي حيدري،

نكته اصلي اين مبحث در رفتارهاي اجتماعي مردم منطقه در بحبوبه انتخابهاي مختلف نهفته است كه شايد اين نكته را بعنوان برآمد و نتيجه اين بحث قرار دهيم كه»مردم هر چه ناشناخته تر،اجبارانه تر و از روي كم آگاهي رأي بدهند زمينه رشد و توسعه از خود آنها گرفته مي شود«ترديد ندارم كه حضرتعالي از صميم قلب بارها در پيشگاه خداوند عظيم الشأن دست به نيايش برداشته ايد و عزت و سلامت و حل مشكلات اين مردم را فارغ از هر دين و مذهب و اييني مسئلت داشته ايد و نذرها و نواله ها كرده ايد و كلامها خوانده ايد.اما با كمي دقت متوجه مي شويم كه مشكلات مردم اين مناطق همچنان به قوت خود باقيست و اگر بيشتر دقت نمائيم پي خواهيم برد كه يكي از مهمترين عوامل باقي ماندن اين مشكلات به نحوه انتخابمان در انتخابات مختلف بر مي گردد آنجا كه بايد درست انتخاب مي كرديم تا از حقوقمان دفاع شود،آنجا كه بايد درست انتخاب مي كرديم تا مشكلاتمان حل شود و مطمئناً انتخابات بعنوان مهمترين ركن دموكراسي و مردم سالاري مي توانسته و مي تواند زمينه ساز روندي رو به رشد و مترقي باشد تا جوانان اين منطقه نيز بجاي اينكه سر از شهرهاي مركزي و صنعتي كشور درآورند و در غربت به هويت فراموش شده خود بيانديشند در شهر خود،در كنار خانواده خود و در ميان هم زبانان و هم كيشان خود به آباداني و ترقي منطقه خود بيانديشند و براي آن تلاش نمايند كه حتم دارم خواسته حضرتعالي نيز جز اين نيست كه جوان شيعه و سني و اهل حق و هر آيين ديگر در كنار انسانيت مشتركشان در كنار هم براي عمران ديار خود تلاش نمايند

سيد بزرگوار

اين نامه را در آستانه انتخابات مجلس هشتم بحضورتان نوشتم چون مي دانم و شنيده ام كه اين روزها كانديداهاي بسياري به محضر شما مي آيند تا بلكه آراي مردم اهل حق را كه در سه حوزه كرمانشاه،اسلام آباد و قصرشيرين آراي قابل توجهي بوده را از آن خود نمايند و وارد مجلس شوند.من خوب مي دانم كه نظر نهايي حضرتعالي در تعيين نماينده اين سه حوزه تأثير قابل توجهي داشته و دارد و اين از نتيجه انتخابات گذشته اين حوزه ها كاملاً مشخص است و تأثير گذاري آن به حدي است كه بسياري از كانديداها حتي حاضر شده اند كه با صرف هزينه هاي بسياري به ايجاد شايعه در مناطق اهل حق نشين اين حوزه ها مبني بر اينكه نظر نهايي حضرتعالي با آن كانديداست بپردازند كه با توجه به احترام ويژه و خاصي كه مردم اهل حق اين مناطق براي حضرتعالي بعنوان رهبر و بزرگ آنها قائل مي باشند بعضاً اين شايعه ها را نيز باور كرده اند و به نفع آن كانديدا رأي داده اند.شايد هر وقت كه انتخاباتي برگزار مي شود اكثر كانديداها،كارشناسان و مردم منتظرند نظر نهايي حضرتعالي را بشنوند تا نتيجه انتخابات خود بخود مشخص شود و اگر هم نظرتان بر روي شخص خاصي بوده در بيشتر موارد آن شخص پيروز انتخابات نيز شده است اما سيد عزيز،عملكرد ضعيف اكثر كساني كه از اين حوزه ها به مجلس راه يافته اند حال يا با نظر شما و يا بدون نظر شما،بر همه مشخص و مبرهن است و مشكلات موجود نيز مؤيد ان است اكثر آنهايي كه به مجلس راه يافته اند تاكنون حرف خاص و برنامه مشخصي براي دوره وكالتشان نداشته اند و حتي ضعف عملكردي آنها بسياري از فرصتهاي توسعه و ترقي را نيز بواسطه عدم اگاهي و تخصص از دست داده اند اما اگر هر كس منصفانه به قضاوت بنشيند سهم خود را از اين مسائل مي تواند مشخص نمايد كه چقدر هر كدام از ما در بوجود آمدن چنين شرايطي قصور كرده ايم

سيد گرامي،خوب مي دانم كه بزرگواري و متانت و تواضع شما به حدي است كه دست رد به سينه مهمان نهادن برايتان مشكل است و نمي توانيد كسي را نااميد از خانه‌ي اميدتان روانه كنيد اما سيد عزيز،نكند خداي ناكرده آنكس كه انتخاب مي شود و پيروان شما بر حسب نظرشما به او رأي مي دهند بهترين گزينه نباشد،نكند خداي ناكرده تحت فشار گروهي خاص و يا تفكري جناحي دست به انتخاب بزنيد،نكند خداي ناكرده آنكه را امروز  مي پسنديد فردا عملكردي به ضررهمين مردم داشته باشد كه مطمئنم و ايمان دارم كه تمام اين دغدغه ها و نگراني ها را شب و روز با خود داريد

اما سيد محترم،جامعه علمي و دلسوز منطقه سالهاست به روشهاي علمي و مترقي كه مخصوص انتخابات پيشرفته جهان امروز مي باشد در هنگام حضور در انتخابات به ارائه برنامه ها و اهداف خود در قالب سخنراني هاميزگردها،روشنگري ها و تنوير افكار عمومي در رابطه با عقايد و نظرات خود پرداخته و مي پردازد و هيچگاه به روشهاي رايج و مذمومي چون سوگند دادن،خانه به خانه رفتن،وعده دادن،سراغ بزرگان قوم و روستا و ايل و قبيله رفتن،تخريب رقيبان،سو،استفاده از اعتقادات و علائق مردم و...معتقد نبوده و نخواهد بود و از اين رو با توجه به غالب بودن همين روشهاي مذموم ورايج بر اساس عدم رشد كافي بخشي از مردم،همواره با شكست اماري مواجه بوده،حالاز شما استدعا دارم ضمن در نظر گرفتن شرايط موجود توسعه يافتگي منطقه و لوازم تحقق آن و نيز به جهت خنثي سازي شايعات شايعه سازان كه همواره از مقام و موقعيت حضرتعالي سوءاستفاده ها نموده اند و اينكه اتمام حجتي با تمامي كانديداها بنماييد تا بجاي اينكه مردم اهل حق را آزاد در انتخاب و دادن رأي بخواهند و براي آنها نيز برنامه ها و اهداف خود را بازگو كنند مستقيماً به سراغ  بزرگان اين آيين از جمله حضرتعالي مي آيند و عملاً هيچگونه آزادي و حق انتخابي را براي اين مردم قائل نمي شوند و اينكه مردم اهل حق نيز آزادانه به تشخيص كانديداي مورد نظر خود بپردازند،بخاطر آنچه كه وجدانتان از آن آگاه است در نامه و پيامي براي مردم اهل حق هر گونه حمايت مستقيم خود از كانديداي خاصي را تكذيب نماييد تا هم مردم اهل حق مورد سوء استفاده فرصت طلبان قرار نگيرند و هم كانديداهايي كه تنها درزمان انتخابات به ياد شما و مردم محروم اهل حق مي افتند تكليف خود را بدانند .

سيد بزرگوار،نامه اين حقير را خداي ناكرده به مثابه توصيه به خود نگذاريد كه من بسيار كوچكتر از آنم كه اينگونه كنم بلكه آن را به حساب درددلي بگذاريد كه بايد روزي با شما بيان مي كردم با اين اميد كه طبق گفته»شيخ امير«فرداي همه ما را بخوبي قضاوت كنند

ميرزام آروتان ميرزام آروتان      

 بترسي نه تير طعنه‌ي آروتان

جاسوس مگيلو دكان وه دكان

موئي بلخشو گاوي وش خطان

شاگرد خرقه اوستاي جهانساز

وستن نه كمين بي شنو آواز

ناگاه مگيرو نه خوا و غافل

خدنگش نه چم شكاك ميو چل

ار هي بي دردان نه درد بيخور

بترسي نه تير طعنه‌ي هر دو سر

اي بازي وازه بازي كيش نيا

كي وانوت وراي نيستي و ردا

»اول و آخرمان يار«

رضا جمشيدي

نوشته شده توسط در تاريخ یکشنبه شانزدهم دی 1386 در ساعت 12:43

لینک ثابت |